یلدا آراسته
11 اسفند ماه بالاترین مقام جمهوری اسلامی ایران ، در ديدار وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي و نمايندگان فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در خارج از كشور این سخنان را گفت و بر تولید فرهنگی و عرضه آن به جهان تاکید کرد.
یک روز قبل از این اظهارات معدود رسانه های باقی مانده از جناح اصلاح طلب ، «اعتماد »و «ایراندخت» با حکم هیات نظارت بر مطبوعات بسته شدند .
شب 11 اسفند نیز جعفر پناهی سینماگر در منزلش بدون اتهام دستگیر شد تا صبح فردا دادستان تهران اعلام کند که دستگیری وی ربطی به فعالیت هنری اش ندارد.
این مرور بستر فرهنگی ایران یک روز قبل و بعد از سخنانی بود که از طرف رهبر ایران در خصوص بها دادن به فرهنگ عنوان شد .
ورق زدن دو روز از خاطرات فرهنگی کشوری که سالهاست متولیان فرهنگ وهنر آن از بی رونق شدن فرهنگ در آن می گویند و شنونده ای نیست .
سایه نظامی ها بر فرهنگ
در روزهای پایانی تیرماه 1387 صفار هرندی وزیر ارشاد وقت اعلام کرد که اگر بخواهند بر اساس ایده ال حرکت کنند باید سینما ها را ببندند.
سردارصفار هرندی که در دولت احمدی نژاد متولی فرهنگ ایران شد تا سال 1372 به طور تمام وقت در سپاه پاسداران خدمت می کرد. پس ازآن نیز به عنوان مامور به روزنامه کیهان رفت .
اختیار کتاب ،فیلم و محصولات فرهنگی ناگهان در دستان فردی قرار گرفت که بیشتر عمرش را کار نظامی کرده بود.
روزهای سیاه سینما
اهالی فرهنگ و هنر سخت ترین دوران در سه دهه اخیر را تجربه کردند. برای نخستین بار در کشور فیلمی با دستور وزیر ارشاد از پرده سینما پائین کشیده شد .
فیلم های زیادی علیرغم دریافت پروانه ساخت و ساخته شدن بر اساس فیلمنامه تصویب شده ، توقیف شده اند که فیلم "سنتوری" داریوش مهرجویی مهم ترین آنها بود. از دیگر کارگردانان آثاری از بهمن فرمان آرا، محسن امیر یوسفی، جعفر پناهی، تهمینه میلانی و .....متوقف شد.
سیاست های وزارت ارشاد در این دوره با مخالفت های سینماگران مواجه و بیانیه هایی در انتقاد به آن نوشته شد .
محصول سياست های فرهنگی وزير ارشاد، انزوای سينمای ايران در عرصه بين المللی بود. به طوری که فستيوال هايی که برای دريافت فيلم های سينماگران شناخته شده و مجرب ايرانی سر و دست می شکستند، ديگر تمايلی برای پذيرش اين فيلم ها نشان ندادند. فستيوال کن دست رد به تمام سی و چند فيلمی زد که از طرف بنياد فارابی و وزارت ارشاد رسما به جشنواره ارسال شد و تنها فيلم بهمن قبادی را که به صورت زيرزمينی و بدون مجوز رسمی در ايران توليد شد را پذيرفت.
سینمای ایران که روزگاری جایگاه فیلم های بزرگ و پر محتوایی چون«دلشدگان » ، «بوی کافور عطر یاس» و دیگر آثار بزرگ هنرمندان بود تبدیل شد به جایگاهی برای اکران فیلم هایی چون «مادر زن سلام » ،«شاخه گلی برای عروس » و ...
بهمن ماه،45 سینما گردر بیانیه ای به وزیر ارشاد نسبت به سانسورها اعتراض کردند و هشدار دادند که سینمای ملی در خطر است.
در این دوره بازیگرانی از ایران به خاطر بازی در فیلم های خارجی ممنوع الخروج شدند .فیلم سازانی در اعتراض به سانسور بی سابقه دست از کار کشیدند .اما صفار هرندی از جایگاه خود پائین نیامد و بر موضع خود مبنی بر اصلاح سینما و منطبق کردن آن با شان جمهوری اسلامی ایستاد .
خودتان را سانسور کنید
اردیبهشت ماه 1387وزير فرهنگ و ارشاد از نويسندگان خواست برای جلوگیری از اعمالنظارت سخت بر ادبيات و ديگر هنرها در جامعه اسلامی، خود كتابهايشان را سانسور كنند.وی در یک کنفرانس خبری اعلام کرد : «اين چیزی است كه ما از ناشران و نويسندگان میخواهیم. شما از قانون بررسي و بازبيني مطلع هستيد، بنابراين صفحاتی را كه احتمالاً مشكلاتي ايجاد ميكنند، حذف كنيد.»
این پاسخ وزیر ارشاد بود به نامه اعتراض آمیز اتحادیه ناشران بود که وزارتخانه را به بررسی طولانی مدت و دلبخواهی متهم کرده بود .
سخت ترین سانسورها بر کتاب در دوران صفار هرندی صورت گرفت. بسیاری از کتاب ها که قبلا چاپ شده بودند مجوزشان لغو شد از جمله داستان بلند حسين آبکنار «عقرب روی پله های راه آهن انديمشک» و داستان «خروس» ابراهيم گلستان اجازه انتشار پيدا نکردند.کتاب هایی بعد از چاپ توقیف شدند مانند کتاب خاطره دلبرکان غمگین من .انتشاراتی هایی هم بودند که مجوزشان لغو شد.
سازهای شکسته
در حوزه موسیقی نیز سخت گیری ها به بیشترین حد خود رسید.گروه های مشهوری چون گروه کامکارها نتوانست برای اجرا مجوز بگیرد .
گروه هایی نیز برای اجرا مجوز گرفتند، اما هیچ گاه موفق به اجرای کنسرت نشدند. از جمله گروه «دبو » که مجوزش 2 ساعت مانده به اجرا لغو شد.صفار هرندی نیزاز این لغو مجوز دفاع کرد .
کنسرت آریان باحضور کریس دی برگ ،گروه دارکوب ،گروه شهرام ناظری در یزد ،گروه پارسيان در تهران، گروه بامداد در مشهد، گروه بابك رياحیپوروآرش رادان در دانشگاه تهران، گروه راك ميرا، گروه آريان، قاسم افشار، كنسرت لي لي افشار در كرمان از جمله مواردی بودند که برنامه اشان با نظارت و حمایت وزارت ارشاد لغو شد .
وقتی که دیر بود
تمام این جفا هایی که به اهالی فرهنگ وهنر شد به چشم احمدی نژاد نیامد ،مشاورانش هم چیزی به او گوشزد نکردند که باید دل هنرمندان را هم به دست می آورده است . او در روزهای پایان دوران ریاست جمهوری اولش صفار هرندی را برکنار کرد . هر چند به دلایلی غیر مرتبط با فرهنگ. اما دیگر بسیار دیر شده بود .بسیاری از هنرمندان و نویسندگان که چهار سال سختی را پشت درهای وزارت ارشاد گذرانده بودند، تصمیم گرفتند تا با میر حسین موسوی هم صدا شوند .
800 نفر از هنرمندان سینما و تئاتر و تلویزیون با امضای بیانیه ای حمایت خود را از میر حسین موسوی اعلام کردند.
جبران نمی شود
سید محمد حسینی هم که بر جای صفار نشست، اوضاع فرهنگی را سامانی نبخشید .
بعد از 22خرداد، حتی عرصه فعالیت های فرهنگی تنگ تر نیز شد .روزنامه ها به عنوان یکی از مهمترین متولیان فرهنگ کشور زیر تیغ سخت ترین نظارت ها و سانسورها قرار گرفتند .بسیاری از روزنامه نگاران بازداشت شدند و بسیاری روزنامه ها نیز در این مدت لغو امتیاز یا توقیف شدند .
محمد نوری زاد، علیرضا ثقفی، رضا خندان،امید مهرگان، منصوره شجاعی، احمد زید آبادی، وحید پور استاد، اکبر منتجبی، کیوان مهرگان، لیلی فرهادپور، کیوان صمیمی، عمادالدین باقی، محمد قوچانی، مهدی سحرخیز، عبدالرضا تاجیک، مرتضی کاظمیان، ماشاالله شمس الواعظین، بهرنگ تنکابنی، محمدرضا زهدی، بدرالسادات مفیدی، علی حکمت
زیر تیغ
«آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه های توقیف شده، جزء ضروریات روند بهبود است . ترس از آزادی مطبوعات باید از بین برود و تجربیات جهانی در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد . گسترش کانال های ماهواره ای و اهمیت یافتن آنها و تاثیرگذاری قاطع این رسانه که بخوبی ناکافی بودن روش های قدیمی و محدودیت صدا و سیما را می رساند . پارازیت ها و محدودیت های اینترنتی می تواند برای مدت کوتاهی اثرگذار باشد . تنها راه چاره، داشتن رسانه هایی متنوع و آگاه و آزاد در داخل کشور است . آیا زمان آن نرسیده است که با اقدامی شجاعانه و ناشی از اعتماد به متفکران و نیروهای خلاق جامعه ، نگاهها را از آنسوی مرزها به شکوفایی خلاقیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی داخلی برگردانیم ؟»
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر