۱۳۸۸ بهمن ۱۳, سه‌شنبه

“من مسیح را در رهبری دیدم”!

“من مسیح را در رهبری دیدم”!

سعید زندگانی

شبکه جنبش راه سبز (جرس) - پروژه "امام" سازی از آقای خامنه ای در سی و یکمین سالگرد انقلاب وارد مرحله تازه ای شده است و آنهم منتشر کردن خاطرات و روایاتی جدید و ناگفته از زندگی ایشان است تا بتوانند رهبرجمهوری اسلامی را به مقام و پایه ای برسانند که عنوان "امام خامنه ای" در اذهان عمومی چندان ناساز نیافتد. در این راه هم اول از "ولادیمیرپوتین" روس کمک گرفته اند که گفته بود "آقا" همان "مسیح" است!

به گزارش خبرگزاری فارس که تبلیغات مربوط به افراطی ترین گروه حکومتی را بر عهده دارد، احمد مروی معاون ارتباطات حوزوی مقام رهبری روز دوشنبه در همایش علمی - کاربردی تبلیغ ویژه اعزام مبلغین دهه فجر و دهه آخر صفر که در مرکز همایش‌های دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم برگزار شد، ناگفته هائی از زندگی رهبر را روایت کرد و از جمله گفت:

"چند سال پیش پوتین رئیس جمهور وقت روسیه برای نخستین بار در طول 30 سال انقلاب به ایران سفر کرد و کسانی که وی را می‌شناسند می‌دانند که بسیار چارچوب‌مند و منضبط بر اصول دیپلماسی است اما با این حال چند بار پرسیده بود که دیدار با رهبر جمهوری اسلامی آیا انجام می‌شود یا نه؟ در این دیدار رهبری به نکاتی از تاریخ شوروی و قبل از آن اشاره می‌کنند که برای رئیس جمهور وقت روسیه جدید بوده است. پس از دیدار مسئولین دستگاه دیپلماسی می‌گفتند رفتار وی تغییر کرده بود و شخصا و نه از طریق وزیر خارجه خود به وزیر خارجه وقت کشورمان گفته بود که شما حتما سفری به روسیه داشته باشید تا با هم گفتگو کنیم. دربرگشت به کشور روسیه خبرنگاری از وی درباره نظرش راجع به رهبری ایران می‌پرسد و وی در پاسخ می‌گوید «من مسیح را ندیده‌ام اما تعاریف او را در انجیل شنیده و خوانده‌ام، من مسیح را در رهبری ایران دیدم."

البته آقای مروی در مورد اینکه این سوال و جواب بین آن خبرنگار و پوتین کجا منتشر شده، صحبتی نکرده است. اما در مورد وضع مالی "آقا" گفته است: "یک بار یکی از سران عرب چهار یا پنج عبای گران قیمت به آقا داده بود و آقا عباها را به من داده و گفتند این را ببر قم بفروش از پولش 14 و یا 15 عبا بخر بده به طلاب."

غذا خوردن آقا در این خاطرات مسئله مهمی است. یک بار دکتر حداد عادل در مورد نان و پنیر خوردن رهبر با پاسداران نهاد رهبری خاطراتی گفته بود، حالا آقای مروی شکل دیگری از آنرا با استفاده از "حلوا" بیان می کند: "چند سال قبل شب عید فطر دفتر بودیم برای استهلال و کار‌های آن، نماز را به امامت ایشان خواندیم بعد از نماز گفتند افطار را برویم منزل ما و ما تعارف کردیم که نه اگرچه تمایل داشتیم که برویم ایشان اصرار کردند که نه بیایید منزل ما، ما هم رفتیم، سر سفره چای بود و نان و پنیر و ظرفی حلوا، ما با این غذا‌ها خودمان را سیر نکردیم که برای غذای اصلی جا داشته باشیم، به اشاره از خادم آقا که پیرمردی است پرسیدیم خبری است؟ گفت نه همین غذاست. وقتی آقا رفتند این خادم گفت خانواده آقا رفته‌اند مشهد و برای خانه یک ظرف بزرگ حلوا درست کرده‌اند افطار همین را هر شب می‌خوریم، درباره سحری پرسیدیم گفت «هر شب من یک آبگوشتی برای سحر بار می‌گذارم و سحر با آقا می‌خوریم.»

اندیشه های دموکراتیک رهبر

"درس خارج از ایشان خیلی کار می‌برد به انصاف از درس‌های بسیار خوب حوزه هم است، یک بار به آقا عرض کردم آقا دوستان رادیو مایلند درس شما را پخش کنند و درس برخی از مراجع قم را هم پخش می‌کنند، پرسیدند آیا درس همه پخش می‌شود و این امکان برای همه است، گفتم نه مگر رادیو چه‌قدر ظرفیت دارد، بعد گفتند پس من هم نمی‌خواهم پخش شود."

بازهم آقای مروی توضیح نداده که با وجود این روحیه و اندیشه دموکراتیک، چرا آقای خامنه ای در مقابل صحبت های فراوانشان در صدا و سیما و خط و نشان کشیدن برای عالم و آدم، اجازه نمی دهند این میکروفون برای دقیقه ای در اختیار غیر خودیها قرار بگیرد؟

در کنار روایات خبرگزاری فارس از احمد مروی، خبرگزاری دولتی ایرنا هم خاطراتی از زبان آقای خامنه ای منتشر کرده است که ایشان شرح مبسوطی در مورد وقایع فروردین سال 1342 و حمله گارد شاهنشاهی به مدرسه فیضیه قم و شهادت چند تن از طلاب بیان کرده و می گوید که امام خمینی پس از آن حادثه به مدرسه فیضیه رفتند و مجلس فاتحه ای برگزار کردند و پس از آن برگزاری مجالس فاتحه برای شهدای مدرسه فیضیه – مشخصا سید یونس رودباری- در جاهای مختلف باب شد. باز هم جای سوال اینجاست که اگر ساواک و گارد شاهنشاهی اجازه برگزاری مجالس فاتحه را دادند، شما چرا این فرصت را از شهدای جنبش سبز دریغ می کنید؟ چرا حتی نمی گذارید مجلسی در شان و اندازه فقیه و مرجع بزرگی مانند آیت الله العظمی منتظری برگزار شود؟

فقر و تنگدستی آقای خامنه ای انگار صحبت تازه ای نیست و ایشان در همان سال در وصیت نامه ای که نوشته، میزان قرضهای خود را هم مشخص کرده و یادش نرفته که بنویسد بیشتر از همه به "حاج شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی" بدهکار است که وضع مالی خوبی داشته است.

آقای خامنه ای در این خاطرات از تشکیل شورای انقلاب و بازگشت امام به ایران صحبت می کند" "جمعی از رفقای نزدیک به هم کار می کردیم: شهید بهشتی – شهید مطهری – آقای هاشمی – مرحوم ربانی شیرازی – مرحوم ربانی املشی..." خواننده هرچه می گردد در میان این اسامی نامی از "رفقای" امروز رهبر نمی بیند؟ این جمله هم از خاطرات آقا خواندنی است که در شورای انقلاب گفته بودند: "صندلی خاصی در هیچ اتاقی ندارم... اما اگر مجموعه احساس کرد باید درجائی بنشینم، می نشینم."

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر