حمید تکاپو
در یکی از سردترین شبهای سال ۱۲۸۹ در روستای گلیرد از توابع طالقان (شمال غرب تهران) متولد شد و تا سن هفت سالگی سواد خواندن و نوشتن را کامل آموخت. پس از مهاجرت خانواده به تهران و سکونت در محلۀ قنات آباد تهران، در سن ده سالگی به درخواست پدر (سید ابوالحسن طالقانی)- برای تحصیل و تکمیل علوم دینی - به شهر قم و مدارس رضویه و سپس فیضیه رفت. در سنین جوانی، پدرایشان درگذشت و طالقانی جوان در همان سال (۱۳۱۰) به نجف مهاجرت کرد و شش سال نزد اساتید معروف تلمذ کرد و از عالم بزرگ آیتالله اصفهانی اجازه اجتهاد گرفت و به قم بازگشت تا نزد آیات اعظام حائری و مرعشی، اجازه اجتهاد و حدیث بگیرد. وی در اسفند سال ۱۳۱۶ با بتول اعلایی فرد ازدواج نمود که حاصل آن سه پسر و سه دختر بود.
ورود به حوزۀ مبارزات اجتماعی
از اواسط سالهای ۱۳۱۷ و ۱۳۱۸ طالقانی جوان در رفت و آمدهای مکرر به تهران، با گروهی از جوانان آشنا شد و به اصرار آنها جلسات تفسیر قرآن برقرار کرد و برای تدریس در مدرسه سپهسالار یا دانشگاه روحانی مدرسه شهید مطهری فعلی) راهی تهران شد. در سال ۱۳۱۸ و پس از اینکه در چهارراه گلوبندک تهران با یک مامور کشف حجاب درگیر می شود، روانه بازداشتگاه شد و اسفند همان سال را در بازداشتگاه به سر برد. (البته مورخان خاطرنشان کرده اند که یکی از دلایل محکومیت ایشان، انتشار اطلاعیه ای در اعتراض به کشف حجاب بود.) بعد از رهائی از زندان، جلسات تفسیر وی با جوانان، تا اوایل شهریور۲۰ و زمان اشغال ایران توسط قوای متفقین ادامه پیدا کرد. در همان سال سید محمود طالقانی دست به تشکیل مرکزی بنام «کانون اسلام» در خیابان امیریۀ تهران زد و درس های تفسیر را پی گرفت.
آشنائی با آن دو تن و مودتی تا پایان عمر
بعد از شهریور۲۰ و در جریان جلسات كانون اسلام که با گفتن تفسیر اجتماعی از قرآن همراه بود، عموم مردم و گروه های مختلف دانشجویی جذب آن شدند و سلسله سخنرانیهایی درهمین راستا برگزار شد و كانون مبادرت به انتشار نشریه ای به نام دانشآموز کرد. در جریان انتشار همین نشریه بود که طالقانی جوان با مهندس مهدی بازرگان و دکتر یدالله سحابی آشنا می شود و دوستی آنان حتی به حوزۀ سیاست و مبارزه هم کشیده می شود و تا آخر ادامه می یابد.
(البته برخی صاحب نظران از آشنائی پدرهای آن دو از زمان تشکیل کلاس های تبلیغی در دوره رضاشاه خبر می دهند.)
در همان زمان (پس از شهریور۲۰ و آشنائی محمود طالقانی و مهدی بازرگان)، «انجمن اسلامی دانشجویان« با همكاری بازرگان، سحابی و بعضی از دانشجویان متدین وهمزمان «اتحادیۀ مسلمین» به سرپرستی مرحوم حاج سراج انصاری تاسیس و فعّال میشود که در تشكیل هر دوی آنان محمود طالقانی نقش اساسی و فعالی داشت.
قرآن را از قبرستان به جامعه می آورد// مناره ای در کویر
دکتر شریعتی در جائی از مرحوم طالقانی با عنوان "مناره ای در کویر" یاد کرده بود؛ چرا که در جریان تفسیرهای قرآن و تعالیم نهج البلاغۀ ایشان در جلسات کانون، گروههای دانشجوئی و مردم زیادی جذب شدند و بنا به روایتی "برای اولین بار قرآن را از گوشۀ قبرستانها، بازوی پهلوانان و مراسم عقد و عروسی و جلسات استخاره، وارد صحنۀ زندگی اجتماعی کرد و نشان داد که قرآن راهنمای زندگی است نه قرائت برای اموات و گورستانها." در سال ۱۳۲۷ آیت الله طالقانی رسماً امام جماعت «مسجد هدایت» شد. مسجدی که بواسطه حضور و کلاسهای این عالم مردمی، بعدها کانون توجه و شکل گیری بسیاری از گروههای مبارز آن زمان شد.
دورۀ نهضت ملی شدن صنعت نفت و نخست وزیری مرحوم مصدق
در دوره نهضت ملیشدن صنعت نفت ایران و نخست وزیری دكتر محمد مصدق، آیت الله طالقانی به طور فعالی در مبارازت نهضت ملی مشارکت داشت و در جریان انتخابات دورۀ هفدهم مجلس، از طرف مردم شمال ایران كاندیدای نمایندگی مجلس شد كه بدلیل تشنجات رخ داده، انتخابات آن حوزه تعطیل شد. ایشان در سال ۱۳۳۰ همکاری با جبهه ملی را آغاز می کند.
بعد از رخدادهای سال ۱۳۳۲ و کودتای ۲۸ امرداد ماه مرحوم طالقانی به مبارزه خود علیه دولت کودتا ادامه داد تا اینکه به اتهام مخفی نمودن برخی از مبارزان وقت در خانه اش، دستگیر شد و مدت زمان کوتاهی به زندان افتاد و پس از زندان در سال ۳۸ به مصر رفت تا به نمایندگی از طرف آیتالله بروجردی، پیامی در جهت اتحاد شیعیان و اهل سنت، به شیخ دانشگاه الازهر و مفتی مصر تقدیم کند.
درهمان دوره طالقانی علاوه بر فعالیتسیاسی و مذهبی در راستای نشر فرهنگ اسلامی، در مسیر پژوهشهای سیاسیاش کتاب «تنبیه الامه و تنزیه المله» آیتالله نائینی را با مقدمه و پاورقی و توضیحات خود به چاپ میرساند. سپس دستبه تالیف کتاب «اسلام و مالکیت» میزند که در طی یک سال دو بار تجدید چاپ میشود.
تشکیل نهضت آزادی
در اواخر دهه سی و اوایل سالهای دهه چهل، مسجد هدایت کانون توجه و محل تجمع هزاران تن از مشتاقان نهضت روشنگری اسلامی و تفاسیر و سخنرانی های آیت الله طالقانی و مرتضی مطهری بود.
در سال ۱۳۴۰ و اوج مبارزات پس از کودتا و سپس تشکیل نهضت مقاومت ملی نیز، آیت الله طالقانی همراه با مهدی بازرگان، یدالله سحابی و تعدادی ازروشنفکران و نواندیشان مسلمانِ پیرو دکتر مصدق، دست به تشکیل «نهضت آزادی ایران» زدند که یکسال پس از آن (در سوم بهمن ۴۱)، طالقانی همراه با دیگر بنیانگذاران نهضت دستگیرو روانه زندان شد.
بازداشت مجدد، ممنوع المنبر، تبعید
آیت الله سیدمحمود طالقانی بعد از مدت کوتاهی آزاد شد؛ ولی بدلیل گسترش فعالیت های نهضت و همچنین مشارکت ایشان درقیام ۱۵ خرداد ۴۲ و انتشار اعلامیه ای تحت عنوان "دیکتاتور خون می ریزد"، بار دیگر دستگیر و به ده سال زندان محکوم شد که متعاقب آن بسیاری از علما و روشنفکران اطلاعیه های فراوانی درباره ایشان صادر کردند. (ایشان درنهم آبان سال ۴۶ و بدنبال اعلام عفو عمومی، از زندان آزاد گردید. )
مرحوم طالقانی بدلیل ادامه فعالیتهای سیاسی و انتقادات وسیع از حکومت، همان سال (۴۶) ممنوع المنبر اعلام شد.
مسجد هدایت نیز همان زمان تعطیل اعلام گردید و در۱۳۵۰، این عالم مبارزبه دلیل حمایت از مبارزات فلسطینیان، به مدت یک سال و نیم به سیستان (زابل) و بافت تبعید شد.
بازداشت مجدد در جریان خیانت گروه پیکار
پس از بازگشت از تبعید، سازمانهای چریکی مسلح، با ایشان ارتباط کرده و آیت الله طالقانی از جهت فكری و مادی به آنها یاری می رساند. ایشان طی دو ساله و نیم آزادی (از خرداد ۵۲ تا آذر۵۴)، علاوه بر کمک به مبارازت مسلحانه، با دانشجویان مبارز مسلمان خارج از كشور نیز تماس داشت و به آنان رهنمود و کمک مادی و معنوی رساند.
در جریان کودتای درون گروهی سازمان مجاهدین خلق در سال ۵۴ توسط مارکسیست ها و حذف خونین جناح مذهبی آن، گروه کودتاچی اسباب گرفتاری و دستگیری آیت الله طالقانی را نیز فراهم نمود تا بخش مذهبی را دچار فروپاشی نماید. (همزمان دختر وی نیز بازداشت شد.) آیت الله طالقانی سپس توسط دادگاه به ده سال حبس محکوم گردید.
آیت الله طالقانی در زندان از معدود افراد مورد وثوق تمام گروههای سیاسی حاضر در زندان بود.
آزادی زندانیان سیاسی در پاییز ۱۳۵۷
در جریان فشارهای داخلی و خارجی که منجر به آزادی زندانیان سیاسی شد، آیت الله طالقانی نیز در آبان ماه ۵۷ آزاد شد. ایشان در زمینه لحظه آزادی خود خاطرنشان کرده بود "همین كه در آن وقت شب از زندان بیرون آمدم آنچه را دربارۀ تولد تازه و حركت خروشان مردم در روزنامهها خوانده بودم و به وسیلۀ اشخاصی كه به زندان میآمدند شنیده بودم، به چشم خود دیدم. در همان لحظه احساس كردم با مردمی دیگر روبه رو هستم. مردمی به حركت درآمده، لباس غفلت و سستی قرون از تن به دركرده و عازم به سوی هدف..."
سازماندهی برای پیروزی انقلاب
از اقدامات آیت الله طالقانی در فردای آزادی از زندان، مشارکت در سازماندهی و راهاندازی راهپیماییِ میلیونیِ تاسوعا و عاشورای ۵۷ و ارتباطات مستمر با آیات عظام منتظری و خمینی بود. ایشان در چهاردهم آذر با انتشار اعلامیه ای، ضمن ابراز ناراحتی از کشتار مردم در ماه محرم، از ملت خواست در راهپیمایی تاسوعا و عاشورا شرکت کنند. رژیم فشار زیادی بر ایشان وارد کرد که آن پیام را پس گیرد، ولی ایشان نپذیرفت و خود شخصا با شرکت در آن راهپیمایی میلیونی، حرکت انقلابی مردم را جهت بخشید و آن را به رفراندومی بزرگ بر ضد حکومت و سرنوشت ساز در پیروزی انقلاب تبدیل کرد. معروف بود منزل كوچك آیت الله طالقانی در پیچ شمیران تهران، به دفتر و ستاد انقلاب تبدیل شده بود و او حلقۀ پیوند بین گروه های غیرمذهبی نظیر جبهه ملی با گروههای مذهبی بود.
مرد شمارۀ دوِ انقلاب
در جریان پیروزی انقلاب، آیت الله طالقانی به عضویت و سپس ریاست شورای انقلاب می رسد و بدلیل اقداماتی چون بنیانگذاری نماز جمعه، نخستین امامت جمعه تهران، ابتکار تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی، نمایندگی دور اول مردم تهران در مجلس خبرگان، اصرار بر تشکیل شوراهای مردمی و... مرد شماره دوی انقلاب نام گرفت و براستی از بزرگترین خصایص و ویژگی های شخصیتی آیت الله طالقانی، بی باکی و شجاعت وی در مقابله با انحرافات بود. در بحران های متعددی كه برای حکومت جدید پیش آمد، طالقانی نقش میانجی را داشت. (مانند ماجرای اقلیت های مذهبی و قومی)
ایستادگی ابوذر زمان در برابر انحرافات و موج جدید استبداد و خودسری ها
بعد از دستگیری دو پسر آیت الله (مجتبی و ابوالحسن) و همسر ابوالحسن توسط افرادی خودسر در سپاه، آیت الله طالقانی به عنوان اعتراض بوجود عناصرغیر مسئول و خودسر و زندان های غیر قانونی، کلیه دفاترخود را تعطیل و خود نیز به محل نامعلومی سفر کرد. ایشان بامداد ۲۸ فروردین ۵۸، طی پیامی تلفنی فرمود "موضوع به هیچ وجه جنبه شخصی ندارد و مربوط به فرزندان ایشان نمی باشد، بلکه در رابطه با توده های محروم ملت و پاسداری از آزادی و استقلال عزیز و اینکه بار دیگر مملکت مان به دامان دیکتاتوری و استبداد سقوط نکند، می باشد."
اعتراض در خبرگان و ماجرای رای کبود به اصل مربوط به ولایت فقیه
مرحوم طالقانی با رای مردم تهران در ۱۲ مرداد ۱۳۵۸ به عنوان نماینده این شهر راهی مجلس خبرگان قانون اساسی شد. از آنجا که اندیشه سیاسی ایشان بر مبنای نفی دیکتاتوری بود و آنرا نیز بوضوح در مقدمة كتاب تنبیه الامه و تنزیه المله، مورد تاکید قرار داده بود و از طرفی همانند دوست صمیمی خود (مرحوم بازرگان) قسمتی از عمر خود را در زندان سپری نموده و به صراحت در بیان و بیپرده سخن گفتن مشهور بود، در مجلس خبرگان قانون اساسی، به اصل ۵ که مربوط به ولایت فقیه بود، رای کبود داد و تاکید نمود "می ترسم با این وضع، سطح قانون اساسی جدید، از قانون اساسی ۷۰ سال پیش به مراتب پایینتر باشد."
اندیشه سیاسی مرحوم آیت الله طالقانی، علاوم بر نفی دیکتاتوری، دفاع از تشکیل شوراهای مردمی در کشور بود و ایشان ضمن بحثهایی مفصل، همواره از آن به عنوان یك مدل مشاركت مردمی و دموكراتیك دفاع میكرد.
مخالفت با حجاب اجباری
آیت الله طالقانی، از مخالفین اجباری نمودن حجاب در ایران پس از انقلاب بود. کیهان به نقل از ایشان در شماره ۲۰ اسفند ۱۳۵۷ نوشته بود "حتی برای زنهای مسلمان هم در حجاب اجباری نیست چه برسد به اقلیتهای مذهبی...ما نمیگوییم زنها به ادارات نروند و هیچ کس هم نمیگوید...زنان عضو فعال اجتماع ما هستند...اسلام و قرآن و مراجع دین میخواهند شخصیت زن حفظ شود. هیچ اجباری هم در کار نیست. مگر در دهات ما از صدر اسلام تا کنون زنان ما چگونه زندگی میکردند؟ مگر چادر میپوشیدند؟...کی در این راهپیماییها زنان ما را مجبور کرده که با حجاب یا بی حجاب بیایند؟ اینها خودشان احساس مسئولیت کردند.اما حالا اینکه روسری سر کنند یا نکنند باز هم هیچکس در آن اجباری نکرده است."
در سوگ ابوذر زمان
در وقایعنگاری سومین هفتۀ شهریورماه ۵۸، روز نوزدهم آن یك رویداد تلخ در سالهای اولیۀ انقلاب محسوب می شود؛ دو روز پس از برگزاری نمازجمعه در بهشتزهرای تهران و تاكید آیتالله طالقانی بر لزوم تشكیل شوراها، روزنامههای روز دوشنبه ۱۹ شهریورماه با انتشار شمارههای فوقالعاده، از درگذشت آیتالله طالقانی به علت سكته قلبی خبر دادند.
آثار به جای مانده
از عمر با برکت ایشان، آثاری به جای مانده و منتشر شده است که بدین ترتیب می باشد: گفتارهای رادیویی ایشان مربوط به سالهای ۲۵ و ۲۶؛ ترجمه و توضیح بخشی از نهج البلاغه در سالهای ۲۵ و ۲۶؛ اسلام و مالكیت؛ به سوی خدا میرویم (خاطرات سفر حج )؛ مقدمه و خلاصه و توضیح و پاورقی كتاب «تنبیه الامة و تنزیه الملة«؛ ترجمۀ جلد اول امام علی بن ابی طالب، تألیف عبدالفتاح عبدالمقصود؛ تفسیر پرتوی از قرآن در شش جلد.
آثاری نیز در مورد ایشان به طبع رسیده است که به چهار دسته تقسیم میشود: دسته اول شامل مجموعه مقالات و کتبی است که صرفاً به زندگی سیاسی و اجتماعی بدون تکیه بر اسناد موجود در شهربانی سابق یا ساواک پرداختهاند و اغلب در سالهای پس از وفات وی به رشته تحریر در آمدهاند؛ دسته دوم آثار موجود مقالات و کتبی است که بیشتر به اندیشههای ایشان در ابعاد سیاسی، اجتماعی و بعضا اقتصادی پرداخته؛ دسته سوم از آثار منتشره مجموعه سخنرانیهای ایشان است، مانند کتاب منارهای در کویر و دسته چهارم انتشار اسناد توسط سازمانها یا نهادهای مختلف است که آخرین نمونه آن مجموعه اسناد سه جلدی مرکز بررسی اسناد تاریخی درباره آیت الله طالقانی است .
پنجشنبه ۲۲ شهریور ماه ۵۸، یعنی سه روز پس از درگذشت آیت الله طالقانی، روزنامههای کشور در صفحه اول خود از تصویب «اصل ولایت فقیه در مجلس خبرگان قانون اساسی» خبر دادند. اصلی که طالقانی ضمن دادنِ رای منفی به آن، بنا به قول خودش نگران "بازگشت استبداد به کشور" بود.
در صدمین سالروز تولدش، یادش گرامی باد...
----------------------------------------------
منابع
- پایگاه حوزه- خاطرات منتشر نشده خانم بتول علائی ، همسر آن مرحوم
-روزنامه های اطلاعات و کیهان (آرشیو) آن زمان
- مناره ای در کویر
خاطراتی به مناسبت سالگرد آیت الله طالقانی
- کتابخانه اینترنتی تبیان ، جهت بررسی آثار ایشان
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر